
عطر نم نم باران رمضان به مشام می رسد.
دم خدا گرم که هرکه را بقدرش می دهد.
بسته به اینکه چقدر در این باران خیس شود
کافیست از پناه خود بیرون بیاید و خدارا زیر باران لمس کند.
خودم را ساخته ام تا بگویم آنچه را باخته ام و فراموش کرده ام.![]()
زندگیم را به پای کسی گذاشتم که دوستش داشتم ولی او هیچ وقت مرا دوست نداشت و چگونه دوستش بدارم آگاه از این که هرگز برایش اهمیتی ندارم ، به او حق میدهم شاید او هم مانند من یکی را دوست داشته است... حال از خود میپرسم : او را برای همیشه دوست خواهم داشت؟ افسوس که چنین نخواهد بود! او را فراموش کرده ام. من زمانی به خود نگریستم که دیگر سینه ام شکافته ، قلبم فسرده و روحم سپرده بود. باید صبر میکردم تا زخم سینه ام با نمک خوب شود ، با قلبم چه کار میکردم؟ برای گرم شدن در آفتاب گذاشتمش اما آتش گرفت ، چاره ای نداشتم نیمی از خاکستر قلب سوخته ام را به آب و نیم دیگر را به خاک سپردم و به یادم ماند که روحم ، روحم ، روح من هیچ موقع ، هیچ وقت و هیچ زمانی از او جدا نشد.![]()
یادگار او سوالی است بی انتها: آیا صبر کنم بر او که بر من صبر نکرد؟![]()

خیلی سخته ...
خیلی سخته که بغض داشته باشی اما نخوای کسی بفهمه...
خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخواد فراموشش کنی ...
خیلی سخته که سالگرد آشنایی با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگیری ...
خیلی سخته که روز تولدت ٬ همه بهت تبریک بگن ٬ جز اونی که فکر می کنی به خاطرش زنده ای ...
خیلی سخته که غرورت رو به خاطر یه نفر بشکنی ٬ بعد بفهمی دوست نداره ...
خیلی سخته که همه چیزت رو به خاطر یه نفر از دست بدی ٬ اما اون بگه : نمیخوامت

تا روز قيامت آدمي بن بستم
تقصير تو و رباعي و عشق ولي...
من متهم رديف اول هستم
.jpg)

مي دونستي من غريبم ، به خدا بي تو مي ميرم
لحظه هاي بي كسيم رو ، پاي حرفاي تو مي شينم
مي دونستي قلب تنهام ، ديگــــــه آرزو نـــداره
توي چشمون غريبـــم ، تا سحــر بارون مي باره
مي دونستي وقتي نيستي . دل مــن چقدر غريبــه
لحظه ي جدايي از تو ، به خــدا دلـــم مي گيــره
مي دونستــي دله تنگـم ، واسه تو ترانـه گفتــه
تمـوم هوش خودش رو ، واسه خاطــر تــو باختــه
مي دونستي تنگ غـــروبا ، تو دلم ماتم مي شينـه
يــاد چشمـــون قشنـگت ، شبامــو ازم مي گيــره
مي دونستي عاشقونه ، با دلت زنـدگي كــردم
حتي وقتـي كه نبـودي ، به يادت گريـه مي كـردم
مي دونستي تك و تنهام ، وقتي كه پيشم نباشــي
تو قسم خوردي دوباره ، ديگه غافل از دلم نباشـي
مي دونستـي دل عاشـق ، توي دنياي تو اسيــره
بــه خــدا از غـم عشـقت ، دل من داره مي ميــره



